تبليغاتX
پاتوق گورکن ها
معنای معنی
این 4 شعر رومانتیک مربوط به سال 1378 به قبل است و در مجموعه ملودی منهدم وجود دارد غرض از طرح  آنها منحصر بفرد بودن آنها از نظر ساختار است.و مطلب دیگر اینکه ایرانی ها یک سالی ست که یک سایت شبیه اورکات به نام کلوب ایجاد کرده اند بد نیست آنجا کلوبی به نام بودا و بودیسم ایجاد کردم .عضویت خیلی راحته فقط کافیه به این آدرس بیاید و روی منوی عضو شوید کلیک کنید:

http://cloob.com/

 

1)

تايتانيك ايرانی

 

     خويش را گريسته ام
    عشق را گريسته ام
    عدل را گريسته ام
    عقل را گريسته ام
    جهل را گريسته ام
    خلق را گريسته ام
    فقر را گريسته ام
    رهايي را گريسته ام
    تو را گريسته ام


    نجاتم بده

 

    من شنا بلد نيستم.

 

2)

 

استفراغ

 

     به حسرت و هوس عادت كرده اي
    به دلهره و درد عادت كرده اي
    به گناه و توبه عادت كرده اي
    به حماقت و جهل عادت كرده اي
    به تاريكيهاي تهران عادت كرده اي

 

    به تو عادت كرده ام.

 

3)

"نمايش عاميانه انهدام"

 

ياد گرفتم با تو چگونه حرف بزنم
ياد گرفتم با تو چگونه راه بروم
ياد گرفتم با تو چگونه بيارامم
ياد گرفتم با تو چگونه زندگي کنم
ياد گرفتم با تو چگونه    بميرم

 

ياد گرفتي
                 چگونه  از  يادم  ببري .

 

4)

سندباد، خواب مي بيند

 

حال که قصد رفتن داري
گنجشک ها را هم با خود ببر
حياط و حوض و هوا را هم با خود ببر.
حال که قصد رفتن داري
روشنايي ها را هم با خود ببر
رنگها، سايه ها، عطرها را هم با خود ببر
حال که قصد رفتن داري
آوازها را هم با خود ببر
پيمان ها ، خاطره ها، روياها را هم با خود ببر.

ببين راستي !
 
                 مرا هم با خود ببر

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم فروردین 1385ساعت 11:36  توسط سندباد نجفی  | 

این یادداشت را در جواب دوستی می نویسم که سوال کرده بود چرا آدم های معمولی پی در پی عاشق می شوند و چرا عرفا و فرزانگان هیچ وقت عاشق نمی شوند.

خب در یک رویکرد روانشناسانه(ظاهرا از شاکتی گواین است) می توانیم 4 تیپ انسان را شناسایی کنیم: 1-جسمانی 2-عاطفی 3- ذهنی 4- معنوی که هر کسی مخلوطی از این 4 تیپ است.من خیلی کوتاه و ساده  با فاکتور لذت آن ها را تحلیل می کنم تا موضوع کمی روشن شود.

 

تیپ جسمانی :آدمی است که لذت های زندگیش بیشتر خوب خوردن ،خوب خوابیدن ،خوب پول درآوردن ،خوب سکس کردن ،خوب جایی زندگی کردن، خوب ماشینی داشتن و از این جور نیازهای پایه ای است.وتقریبا درکی اساسی از هنر ،علم،اندیشه و معنویت ندارد . چنین تیپی به دلیل غریزی بودن کارهایش مکررا عاشق می شود زیرا به دلیل عدم پرداخت شخصیت و فقدان جریان فرهیختگی در شخص(چیزی که عوام به آن پختگی می گویندو تنها به وسیله مطالعه مراقبه و تجربه میسر می شود)،  میل جنسی و حس مالکیت در او کنترل نشده دائم دچار بحران های روانی-جنسی یعنی عشق می شود.تیپ جسمانی شایع ترین تیپ بین مردم است.(مردم کوچه بازار و عوام ،دبیرستانیها ،زن بازها،نیمه روسپی ها از آن جمله اند)

 

تیپ عاطفی:آدمی ست که لذت زندگی اوبیشتر گرایش به مسایل هنری ،زیباانگارانه،خیال پردازانه،مسایل دینی،و مسایل عاطفی از جمله دلیستگی و وابستگی های عاطفی است.حس و عاطفه و وجدان چنین شخصی بر دیگر نیروهای درونی او می چربد .به عنوان مثال در جامعه ما چنین انسانی برای ارضای تمایل خود  یا دیندار می شود یا به هنر و هنرآوری روی می آورد و یا به خانواده پرستی و عشق به فرزند می پردازد.چنین آدمی وقتی عاشق جنس مخالف می شود عشقش عمیق و طولانی و یگانه خواهد بود و از این بابت با تیپ جسمانی که تا دوره میانسالی پی در پی نرد عشق می بازد تفاوت دارد.بعد از تیپ جسمانی شایع ترین تیپ بین مردم است(عشاق نامدار،هنرمندان،مددکاران،دین داران والدین نمونه از آن جمله اند)

 

تیپ ذهنی:آدمی است که وقتی او را می بینید به سرعت در میابید که مشخصا برترین لذت زندگی او درک و یا خلق مفاهیم،علوم ، فرایندها وارتباط های  ذهنی از قبیل ریاضیات،فلسفه،هندسه،فیزیک،نجوم،و ومشخصا اختراع و اکتشاف است.چنین آدمی به خاطر علاقه ذاتی او به مسایل ذهنی تمایل جنسی و مالکیتی  بالایی ندارد و به همین خاطر سخت عاشق می شود و درگیر مسایل عاطفی .(فلاسفه ریاضی دانها دانشمندان و مختریین از آن جمله اند)

 

تیپ معنوی:فرزانگان و عرفا نماداین تیپ هستند .برای اینها اساسی ترین و یگانه لذت ،رهایی یعنی آگاهی شدن از طریق یگانگی با ذات و کلیت هستی در فرایندی درون انگارانه یعنی سلوک. و شفقت و عطوفت شدن از طریق درک هستی ست.چنین کسی چنان دردمند هستی وآگاه به آن و طبیب این درد است که وجود او متوجه کل هستی و کل مخلوقات آن است.نیروی جنسی و حس مالکیت  چنین کسی کاملا به شکل انرژی معنوی تبدیل شده   نه می تواند ازدواج کند نه می تواند به زن یا مردی دل ببازد نه عشق پول و سکس و خانواده و فرزند دارد نه دغدغه هنر وعلم و صنعت .او پی معناست، معنای هستی .آواره ایست که برای تماشا و آگاهی آمده است و اصولا خود را به عنوان راه رهایی از رنج و جهل به ما عرضه می کند.(بودا،بودیدارما،لائوتسه،پاتانجالی،حسین بن علی،عیسای ناصری،اشو ودالای لاما از آن جمله اند.)

 

حوصله بیشتر تایپ کردن ندارم امیدوارم توانسته باشم منظورم را در این چند خط بیان کنم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1385ساعت 16:36  توسط سندباد نجفی  |