مرا به ضلالت کشاندی
و من از تو نجات می خواهم
از اینروست که عاشق خطابم می کنند.
مرا به زانودرآوردی
و من از تو تکیه گاه می خواهم
از اینروست که عاشق خطابم می کنند.
خیانت تو را می بینم
و از تو هدایت می خواهم
از اینروست که عاشق خطابم می کنند.
بر گور تو ایستاده
در انتظار توام
از اینروست که عاشق خطابم می کنند.
اسفند ۱۳۷۵
به دنيا آمديم که لذت ببريم
از دنيا می رويم تا رنج نبريم
حال مرا بازی نده
به درک
اين تو و اين چرخ فلک.