تبليغاتX
پاتوق گورکن ها
معنای معنی
 

 

 

 

آرتور شوپنهاور هماره يكي از چهار اسطوره ذهني من از نوجواني تا به امروز بوده ....یاد تعهد یگانه ی او به اندیشه ی معطوف به زندگی در جایی که نظریه های  معطوف به متافیزیک بیداد می کرد می افتم. او همه چیز را برای درک زندگی می خواست و برای همین حکیم است و او همه چیز را برای تحلیل رنج بشر صرف می کرد و برای همین از معرفت نظری تا درونگرایانه ترین رویکردها پیش رفت و برای همین او فرزانه است . یاد رویکرد یگانه و حیاتی او در فلسفه یعنی دیدگاه اراده انگار او می افتم که در روانشناسی مدرن مخصوصا فروید بسیار موثر و جریان ساز جلوه كرد و نیچه و ویتگشتاین که بسیار وامدار او بودند و هنر قرن 19 و 20 که به خاطرنتیجه ی فلسفه اش بسی متاثر و ستایشگر او شد. زندگی کردن با انديشه شوپنهاور چه عمیق چه امن و چه عافیت بخش است.به ياد او كه درست ترين سخنان را تا به امروز درباره زندگي گفته است و هر جمله اش چونان چراغي در ظلمت انديشه هاي عبث معنوي و متافيزيكي مي درخشد .شوپنهاوئر همیشه چونان آموزگار.شوپنهاور پل اتصال انديشه شرق و غرب شوپنهاور پل اتصال بين فلسفه و طريقت .باشد که خردش چراغ ما باشد در عصر نابخردی.

 

گزاره هايي از انديشه او


جهان تصور من است اين قضيه اي بديهي و قاطع و انكار ناپذير است و بي واسطه بر ما آشكار .بين جهان نمود و شيئ بالذات تفاوت تا جاييست كه بايد در درون خود به جستجوي آن پرداخت.صورت برون ذاتي همان جهان تكثر است كه زمان و مكان متشكل از آنست و ديگر صورت درون ذات كه خارج از زمان و مكان است و متعلق به جهان اراده يا به قول افلاطون صور مثل دو صورت جهان تمثل و تصور است.


اراده محتواست و عقل فرم و جلوه اراده در تكثر است كه تمايل و كوشش دايمي يست براي ادامه خويش يعني ادامه زندگي .اراده حقيقت است و ذات مطلق و قائم بالذات و پديدارهاي هستي نمايش اوست بدرجات مختلف. اين جهان برون ذات اراده است همانطور كه دهان برون ذات ميل خوردن...ميل منبع شر است و چون اساس زندگي بر ميل است لذا زندگي شر مي نمايد .خواهش اژدهايي سيري ناپذير است كه تاريخ شرح سيري ناپذيري آنست.زندگي مصيبت است چون سرشت آن بر اراده و سرشت اراده بر رنج است .از آنسو نتيجه براورده شدن پي در پي خواهش ها ملالي عميق و مدام است.

...اينكه دانته نتوانسته بهشت را به خوبي توصيف كند اما به استادي از پس توصيف جهنم برآمده به اين دليل است كه جهان ما نمونه تمام عيار يك جهنم است جهنمي از رنج و اندوه و حرص و وحشت و حماقت و جهالت و توحش.مسئله ي من هماره تفسير تراژدي زندگي بوده است و راهي كه به رهايي از زندگي ختم مي شود رهايي از رنج.


 ...اما خوش بيني در اين سراي دردو محنت ناشي از اراده كور زندگي يست اوست كه از درون ما به ستايش از زندگي مي پردازد تا ما را وادار كند در اين بدبختي و نكبت و مصيبت در اجراي هدف او كه همان تنازع بقاست سر فرود آوريم و به تداوم بقاي طبيعت گردن نهيم.از اين رو زاد و ولد بزرگترين توهين به خرد و فرزانگي يست... هر ميل فريبي ناشناخته است و هر ارضاي ميل، فريبي شناخته شده.اراده زيستن ، كور و نابخردانه و ناخوداگاه آفريننده وحشت از مرگ با وجود نكبت بار بودن زندگي يست...زندگي مصيبت است از آنرو كه كه پاندولي پيوسته در نوسان ميان رنج و ملال است هستي مصيبت است زيرا بر اساس تنازع بقاست .


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 4:4  توسط سندباد نجفی