تبليغاتX
پاتوق گورکن ها - ريچارد كاري
معنای معنی

 

 

 

هرگاه ريچارد كاري پاي در ميدان شهر مي‌گذاشت

ما، مردم شهر مي‌ايستاديم  و به او خيره مي‌شديم

اشراف‌زاده بود

از سر تا نوك پا

مرتب و خوش‌پوش

با اندامي شاهانه

كاملاً آراسته بود

و

مؤدبانه سخن مي‌گفت

مردم هيجان‌زده مي‌شدند و قلبشان به تپش مي‌افتاد

هرگاه او مي‌گفت:

"صبح به خير"

 

و هنگام قدم زدن چونان ستاره‌اي مي‌درخشيد. 

ثروتمند بود - بله ثروتمندتر از يك شاه

و به شكلي قابل تحسين تحصيل‌كرده - در هر رشته‌اي

 

و ما مي‌انديشيديم

كه او هر آنچه بايد، دارد

تا ما آرزو كنيم

اي كاش جاي او بوديم.

 

هر روز ما كار مي‌كرديم و منتظر طلوع دوباره خورشيد بوديم

براي شروع روزي ديگر

روزها مي‌گذشت

در حسرت ذره‌اي گوشت و تكه‌اي نان لعنتي.

 

و

ريچارد كاري،

يك شب آرام تابستان

به خانه رفت

تفنگش را برداشت

روي شقيقه‌اش گذاشت

 

و

 

 

 شليك كرد.

 

 

 

 

ادوين آرلينگتون رابينسون

1935- 1869


+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 4:11  توسط سندباد نجفی